صفحه اصلی | صفحه منو

عادت کرده ایم

امروز صبح اولین باری نیست که نمی دانم وقتی به خیابان صبا می رسیم و از کوچه پشن،از جلوی مکانیکی و تاکسی تلفنی رد می شویم و بهنام خم می شود تا قفل در را باز کند،کافه پلمپ شده است یا نه؟

تا حالا آن قفل لعنتی پلمب را دیده اید؟خیلی کوچک است و اگر دقت نکنید به راحتی دیده نمی شود.دفعه قبل که کافه پلمب شد ، اداره اماکن بودم؛قول داده بودند یک روز را تحمل کنند تا نامه مهلت فعالیت کافه از اتحادیه بدستشان برسد.در راه اماکن به کافه هرچه به تلفن کافه زنگ می زدم،بهنام گوشی را بر نمی داشت،دلم شور می زد. فکرم به هزار راه می رفت،الا اینکه اماکنی ها قولشان را شکسته باشند؛آخر دلیلی نداشت!با خودم می گفتم؛نکند برای بهنام اتفاقی افتاده باشد، نکند تصادف کرده باشد!وقتی از کوچه پشن به داخل خیابان صبا پیچیدم،هنوز کرکره کافه پایین بود.خدایا بهنام!دویدم به سوی پارکینگ و از آقا باقر پرسیدم بهنام را ندیده است؟گفت؛چرا،مگر ندیدید که کافه پلمب شده است؟ پلمب!
برگشتم دم کافه،اما مگر آن پلمب لعنتی را می دیدم.مگر اشکهایم که نمی خواستم سرازیر شود ،اجازه دیدن می داد.موبایل رنگ زد،شماره ای ناشناس بود،حوصله نداشتم جواب غریبه ها را بدهم.هیچ وقت از غریبه ها خوشم نیامده است.روی پیغام گیر صدای نگران بهنام بود،


گفتم:کجایی تو؟

اومدم اداره اماکن ،کافه پلمب شده ،مگه اینا نگفته بودن که پلمب نمی کنن؟

چرا،ولی نمی دونم چرا این کارو کردن.دارم می یام.

در راه فقط به بهنام فکرمی کردم که چه حالی پیدا کرده وقتی تنهایی آن قفل لعنتی پلمب شده را دیده و خودش را به اماکن رسانده تا قبل از برگشتن من خبر را بدهد.

از آن روز به بعد،با مهلت های یک ماهه ای که اماکن به ما می داد از یک هفته مانده به پایان مهلت، صبح ها از خواب می پریدم و نمی دانستم آن قفل لعنتی پلمب انتظارمان را می کشد یا نه. حالا دیگر هفته هاست که هرروز منتظریم.هر روز منتظر بودیم و باز هم هر کاری از دستمان بر می آمد انجام دادیم و چه بی نتیجه ! دیگر مدتهاست که به هیچ قولی اطمینان ندارم.کافه تیتر درس های بزرگی به من داد.


لینک جاهای دیگر

1 نظرات:

حسین نوروزی گفت...

عمرا اگه ببندن!! هنوز وقتی برای معجزه هست ... اگه ایمان داشته باشی که معجزه ای وجود داره

ارسال یک نظر

آرشیو

درباره کافه تیتر

عکس من
ما؛ یعنی بهنام و بی تا، بعد از روزها بیکاری تصمیم گرفتیم شغل و البته علاقه خودمون رو اینجوری دنبال کنیم:کافه؛اون‌هم، تیتر. این کافه۱۵تیرماه سال ۱۳۸۶به دستور پلیس امنیت ایران پلمب شد.