۷ آوریل ۲۰۰۷
گاه گاهي آرزويي


بهنام قلي پور- دير زماني بود كه خيال نوشتن را با لذت خواندن رج مي زدم.ترديدم نبود از نا نوشتن روزمره و گاه گاه. خواندن بود و خواندن، انباشتن بود و انباشتن. عصر آدينه روزي مهمان خانواده معزز محمد آقازاده بوديم؛5 آرزويي نگاشته بود،ديگران نيز هم؛چون كامران محمدي
در اجابتِ مهماني خانوادگي،دعوت شديم به مهماني ديگري در دنياي مجاز.درخواست محترمانه كامران براي بيان 5 آرزويم را دوست مي دارم با چنين مطلعي بياغازم
- يقين دارم بيش از نفوس آدمي در جهان،آرزوهايي،تمنياتي،اميدها و آرمان هايي هست.و گمانم براين است؛همه آرزوها تنها بر«بودنِ نابودها» و «نابوديِ بودها» برمي آيند،برآورده يا نابرآورده مي شوند و مي روند. بعد آرزوي ديگر تا الي آخر. آري زندگي در برآمدن ،برآوردن و نياوردن آرزوهاست كه خويش را بر ما ارزاني مي دارد
- خودم را مي گويم؛آزروهايم«سياليت»عجيبي دارند. يگانه عامل آن هم «زمان» است.آرزوهايم درزمان غوطه ورند. از آرزوهاي ساعتي گرفته تا آرزوهاي ساليانه.
- مختصات من،ما و شما از دو ساحت بيرون نيست؛ حوزه عمومي،حوزه خصوصي.آرزوها،هر چند از حوزه خصوصي بر مي آيند،اما ضمير تحققشان لزومآ همان حوزه نيست.پس 5 ارزوي من از حوزه خصوصي برآمده و ضمير تحققشان در حوزه عمومي است. آرزوهايي كه بازتاب مستقيم آن در «من» است،بماند براي خودم و دوستم بي تا
آرزو دارم
روزگاري؛ تهران،آسمانش آبي و زمينش پر از دوچرخه
روزگاري؛ رستگاري كتاب و كتاب خواني
روزگاري؛ مالامال از عقلانيت در نهاد ايران
روزگاري؛ دور از آسمان،نزديك زمين.
روزگاري؛ صحت و خوشي كساني كه دوستشان دارم

 
۱ آوریل ۲۰۰۷
دكترحورا ياوري اولين مهمان سال 1386

اولين برنامه مشترك كافه تيتر و مجله بخارا در سال 1386 ، با حضور دكتر حورا ياوري در ساعت 5 بعد از ظهر چهارشنبه 15 فروردين ماه برگزارخواهدشد. حورا ياوري دكتراي خود را در رشته روانشناسي اجتماعي از دانشگاه سوربون دريافت كرده اند. از دكتر حورا ياوري تا كنون كتاب هاي 1ـ زندگي در آينه ( گفتارهايي در نقد ادبي ) 1383 ، انتشارات نيلوفر ، 2ـ روانكاوي و ادبيات در ايران ، 1374 ، نشر تاريخ ايران و چندين مقاله و ترجمه منتشر شده است .
خانم دكتر ياوري در حال حاضر به عنوان پژوهشگر ارشد در مركز مطالعات ايران دانشگاه كلمبيا مشغول به كار هستند.
با تبريك سال نو و آرزوي سالي خوش براي همه


 

درباره کافه تیتر

عکس من
بهنام. بی تا
ما؛ یعنی بهنام و بی تا، بعد از روزها بیکاری تصمیم گرفتیم شغل و البته علاقه خودمون رو اینجوری دنبال کنیم:کافه؛اون‌هم، تیتر. این کافه۱۵تیرماه سال ۱۳۸۶به دستور پلیس امنیت ایران پلمب شد.
مشاهده نمايه کامل من

بايگانی