صفحه اصلی | صفحه منو

آگهی ابراز همدردی

تصمیم داشتم حالا حالاها آه و ناله نکنم و از بیکاری روزنامه‌نگاران و فضای تاسف‌آور مطبوعات ننویسم. قصد نوشتن هم ندارم، اما محسن که این پست را نوشت گفتم حداقل به آن لینک بدهم که همدردی خودم و بهنام را اعلام کرده باشم. محسن جان، همه‌مان کلی حرف و حدیث برای نوشتن داریم، اما نمی‌خواهم خودم را در این فضاها قرار بدهم و دوباره به هم بریزم. خودخواهی نیست، تاثیر همین فضایی است که تو به آن اشاره کرده‌ای.

 به هر حال از این که به یاد ما بودی ممنون.

 

برای سینای عزیز

پنج‌شنبه شب جشن عقد‌کنان و تولد سینا شعبانی بود. با این که او از خیلی وقت پیش گفته بود که قرار است به زودی مراسم آغاز زندگی مشترکش را برگزار کند، اما روزی که مادرش تماس گرفت و دعوتمان کرد، از خوشحالی گریه‌ام گرفته بود.

اگر چه سینا خیلی جوان است و حالا حالاها برای ازدواج وقت داشت، ولی فکر می‌کنم خیلی زودتر از انتظار به این نوع زندگی خو کند و با آن کنار بیاید.

برای او و همسرش بهترین‌ها را آرزو دارم و می‌خواهم بداند که همیشه می‌تواند روی من و بهنام حساب کند.

پی‌نوشت: فکر می‌کنم دارم پیر می‌شوم؛ پیشترها این نوع خبرها اشک شوق به چشمم نمی‌آورد.  

گلشیفته زیبای ما

 دیشب که عکس‌های گلشیفته  فراهانی را دیدم به این نتیجه رسیدم که واقعا زیباست. چرا که زیبایی‌اش با روسری و بدون روسری آنقدرها تفاوت نمی کند. راستش من به هر کسی زیبا نمی‌گویم اما درمورد گلشیفته به نظرم زیبایی شرقی بی‌نظیری دارد.

 نمی‌دانم از دیشب تا حالا چرا اینقدر خوشحالم؛  به خاطر حضور موفق یک بازیگر زن ایرانی در سینمای جهان، به خاطر عکس‌های بدون  روسری و ژست‌های زیبای گلشیفته، به خاطر تعریف‌هایی که در مصاحبه‌اش از خاورمیانه  کرد یا به دلیل تسلطش به زبان انگلیسی.

فکر می‌کنم گلشیفته  سفیر شایسته‌ای برای معرفی سینما و فرهنگ ایران است. همانطوری که سوسن تسلیمی بود  و هست.

برایش آرزوی  موفقیت‌های بیشتر می‌کنم و دوست دارم بداند خیلی‌ها در وطن، مشتاق دریافت اخبار  این موفقیت‌ها هستند.

 این هم لینک  مصاحبه گلشیفته در یوتیوب

http://ca.youtube.com/watch?v=uTDRVadWZJY

در ستایش امیر میوزیک

در پرسه‌زنی‌ها با  بهنام، کاملا اتفاقی به گنجینه‌ای خیابانی برخوردیم؛ فول‌آلبوم تمام خواننده‌هایی که  به سختی می‌توان آنها را با کیفیت بالا بدست آورد، آن هم تنها با هزار تومان  ناقابل.

 دیوانه شده بودم و  نمی‌دانستم کدام دی‌وی‌دی را بردارم. فکرش را بکنید 600 ترک باب دیلن با بهترین کیفیت،  فقط هزار تومان.

 بی‌خیال کپی‌رایت.  البته برای خارجی‌ها! امروز، وارد کردن محصولات فرهنگی خارجی حتی با نقض قوانین کپی‌رایت،  یک کار بزرگ فرهنگی برای ماست.

حلالت باشد امیر میوزیک،  هر چه درمی‌آوری از شیر مادر حلال‌تر. از خیلی‌ها فرهنگ پخش‌کن ‌تری.

از محاسن تکنولوژی

پیشترها فکر می‌کردم ارتباط مجازی با دیگران چه کار سرد و بی‌روحی است. وقتی نمی‌توانی آدمی را ببینی و توی چشم‌هایش نگاه کنی و حرف بزنی، حرکاتش را به نظاره بنشینی و لحن صدایش را مرور کنی، چرا باید چنین ارتباطی برقرار شود.

امروز اما فکر می‌کنم چقدر خوب است که آدم بعضی‌ها را نمی‌بیند و صدا و لحنشان را نمی‌شنود. این‌طوری خاطرات کمتری برای عذاب کشیدن در خلوت پیدا می‌شود.

با کمک تکنولوژی، راحت‌تر می‌توان دیگران را تحمل کرد.

 

آرشیو

درباره کافه تیتر

عکس من
ما؛ یعنی بهنام و بی تا، بعد از روزها بیکاری تصمیم گرفتیم شغل و البته علاقه خودمون رو اینجوری دنبال کنیم:کافه؛اون‌هم، تیتر. این کافه۱۵تیرماه سال ۱۳۸۶به دستور پلیس امنیت ایران پلمب شد.