۶ اوت ۲۰۰۷
دلم برای باغچه می سوزد

کسی به فکر گلها نیست
کسی به فکر ماهی ها نیست
کسی نمی خواهد
باور کند که باغچه دارد می میرد
که قلب باغچه درزیر آفتاب ورم کرده است
که ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی می شود
و حس باغچه انگار
چیزی مجرد است که در انزوای باغچه پوسیده است
....
من از زمانی
که قلب خود را گم کرده است می ترسم
من از تصور بیهودگی این همه دست
و از تجسم بیگانگی این همه صورت می ترسم

 
باغچه دارد می میرد

هم میهن؛شرق صبح امروز مرد.«ساقی» مرگش هم «قهرمانی» بود عاشق«فروغ».

حالا باید برای ابد سرایید مرثیه «فروغ شرق» را.

شما بگویید؛اگر کسی صبحش بدون «تیترِشرق وهم میهن» آغاز شود ،چه صبحی خواهد داشت؟

بی تا دارد گریه می کند،من هم زانوی غم بغل کرده ام.موسیقی وبلاگ حسین نوروزی فضای اتاق را پر کرده است.فقط لعنت به حسین نورزوی جرم ندارد؛پس لعنت به او!

 
۵ اوت ۲۰۰۷
پنج نکته از یک ماه تعطیلی

1- مثل خیلی از بچه های دیگر ما هم خانه نشین شدیم؛ وقتی کافه تیتر بسته شد. نه رهبران برانداز انقلاب های مخملین و نه ماموران نهاد های امنیتی ،که برخی از دوستان ما را سرباز پیاده نظام آنان می دانستند!برای ما نتوانستند کاری بکنند.اماگویی همین ماموران از دو سو خیرشان به خیلی ها رسیده است،بماند و بگذریم!

2- وقتی آگهی فروش لوازم کافه تیتر را منتشر کردیم یک فرهنگیِ سمسار مسلک، همه لوازم کافه را می خواست ششصد هزار تومان بخرد؛آن هم قسطی و بدون دادن چک.کافه ای که با 3 میلیون تومان (قرضی) تجهیز شده بود،تازه فهمیدیم کاسبی یعنی چه.این هم بماند و بگذریم.

3- گروه آیینه،محمد آقازاده،سید فرید قاسمی،دکتر نمکدوست،اسد امرایی،عبدالرحیم جعفری،رویا بیژنی،رضا ولی زاده،اعظم کیان افراز و همه بچه های کافه نشین را برای همه لطفی که به ما دارند هرگز فراموش نخواهیم کرد.از دوستانی که پشت پرده و گمنام همواره به یاد ما بودند هم ممنونیم.حالِ کسانی که از ترس قتل عام -از پیش اعلام شده ای که برگزار کنندگان و شرکت کنندگان را تهدید کرده بود- در جلسه حاضر نشدند را هم درک می کنیم!

4- آنهایی هم که عکسشان بیش از یک سال و نیم بر دیوار کافه تیتر آویزان بود،نمی دانیم چرا حتی یک تماس خشک و خالی هم با ما نگرفتند،شاید هنوز خبردار نشده اند یا شاید هم یادشان رفته است.به هر تقدیر ما از کسی طلب نداریم و البته توقع پیدا کردن کار.
5- بخش مهمی از بقایای کافه تیتر در خانه بسیاری از بچه های شیراز آرام گرفت. آرزو داریم خیرش را ببینند.

 
۴ اوت ۲۰۰۷
بدون شرح





عکس:شاهد حلاج

 

درباره کافه تیتر

عکس من
بهنام. بی تا
ما؛ یعنی بهنام و بی تا، بعد از روزها بیکاری تصمیم گرفتیم شغل و البته علاقه خودمون رو اینجوری دنبال کنیم:کافه؛اون‌هم، تیتر. این کافه۱۵تیرماه سال ۱۳۸۶به دستور پلیس امنیت ایران پلمب شد.
مشاهده نمايه کامل من

بايگانی